‏نمایش پست‌ها با برچسب اهمیت. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اهمیت. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ مرداد ۱۳, جمعه

*** آیا فقط طلا ارزشمند است؟! ***

چند سال پیش "بانک سرمایه" یه تبلیغ خیلی جالبی داشت که می گفت: اعتماد، سرمایه است. آب، سرمایه است. بهار، سرمایه است و الی آخر...
صرفنظر از اینکه آیا این بانک به شعارهاش عمل کرده یا نه، در این تبلیغش یه حقیقت انکار ناپذیر نهفته بود: اینکه ما انسان ها هر روز سرمایه های زیادی رو داریم تلف می کنیم، به خاطر اینکه "ارزش" رو محدود کردیم به معدودی از چیزهای محدود!
برای مثال، طلا قطعاً فلز ارزشمندیه و از اون گرون تر، الماس. ولی تمام طلاها و الماس های جهان موقع بیماری نمی تونن مثل یک بشقاب غذای طبیعی انسان رو شفا بدن! پس چرا قدر ندونیم و سلامتی ارزشمند خودمونو از دست بدیم به خاطر چیزهایی که فقط ما انسان ها فکر می کنیم ارزش بیشتری دارن؟!
طلا فلزیه که جدای از قیمت گرانبهاش، خواص فیزیکی خیلی خوبی هم داره مثل ظاهر زیبا، انعطاف پذیری بالا، مقاومت در برابر آب و هوا و زنگ زدگی و غیره. حالا به خاطر کمیاب بودنش، در بین انسان ها قیمت بالاتری پیدا کرده، اما این اصلاً به این معنی نیست که بقیه فلزات و مواد ارزش کمتری دارن! این فقط یه قرارداده بین انسان ها که رو یه چیز قیمت بالاتری گذاشتن و رو یه چیز قیمت کمتری، وگرنه در واقع هر چیزی ارزش خاص خودشو داره که با چیزای دیگه قابل قیاس نیست.
ما الآن به کمک علوم شیمی و فیزیک می دونیم که همه چیز در واقع از ذرّات یکسانی ساخته شدن، یعنی از پروتون، نوترون و الکترون (و یا به عبارت دقیق تر، از اجزا کوچک تر شامل کوارک ها، گلون ها و ذرات ریزتر) و تمام تفاوت فقط در چگونگی قرارگیری این ذرات ریز در کنار همدیگه هست. این یه روند هوشمندانه و دقیقه که هر چیزی اونطور که لازمه سر جاش قرار گرفته بنابر این تمام مولکول ها و اتم ها ارزشمند هستن.
این حقیقت در مورد مسائل غیرمادی هم صدق می کنه، مثلاً هر کلمه به تنهایی یه معنی خاص و محدود میده منتها یه نویسنده ی ماهر وقتی این کلمات رو به شیوه ی مناسبی کنار هم می ذاره، یه شاهکار ادبی به وجود میاره که بعد از خوندنش روح انسان دگرگون و تازه میشه. در این مورد، هم کل اثر هنری ارزش داره و هم تک تک جزئیاتش که در هماهنگی با هم یه اثر بی نظیر رو به وجود آورده. حالا با همین کلمات میشه پرت و پلا و سخنان پوچ و توخالی گفت، بنابراین بستگی داره که ما چه جور بخوایم ازش استفاده کنیم. همینطور در مورد استفاده از هر چیزی، مفید یا مضر بودنش بستگی به نوع استفاده ی ما داره. همین که ما چه طور می خوایم از منابع و فرصت ها استفاده کنیم، نشون میده که اختیار ما هم خودش یک ارزش و یا به عبارت بهتر، یک سرمایه ی بزرگه. وقت و زمانی که در اختیار داریم یه سرمایه هست و بسته به اینکه چه طور ازش استفاده کنیم، نتایج مختلفی رو به همراه داره.
یادمه چند سال پیش، تو یکی از وب سایت ها، مصاحبه ای با یه مخترع ایرانی رو می خوندم که در جواب به سؤالی که پرسیده بودن ازش: "نظرت در مورد ایران چیه؟" گفته بود ایران کشوریه پر از نعمت های ارزشمند که از هر متر این خاک میشه هزاران دلار درآمد داشت!
من فکر می کنم که جمله ی این مخترع در مورد همه جای کره ی زمین صدق می کنه (شاید هم در مورد تمام کائنات!)، یعنی واقعاً همه جا پتاسیل های خیلی زیادی وجود داره به شرطی که به درستی و در مسیر درست ازشون استفاده بشه.
موفقیت در زندگی یعنی پربار و غنی بودن در تمام عرصه ها. تمام پول های جهان نمی تونن جایگزین سلامتی بشن، و هم چنین سلامتی کامل جسمی نمی تونه جای شادی و شور و نشاط زندگی رو بگیره. معنویات زندگی خیلی ارزش داره ولی بدون برخورداری از سلامت جسمی و رفاه اقتصادی، ناقصه. همه چیز با هم و در کنار هم ارزش داره...
پس از این به بعد بهتره این محدودیت رو از ذهنمون برداریم که فقط چیزهای خاصی رو ارزشمند بدونیم، چون ما واقعاً به بیشتر از این ها نیاز داریم!
از این به بعد یاد می گیریم که نه تنها زمان و عمر ما یه گنج گرانبهاست، بلکه هر لحظش خیلی ارزشمنده.
هم چنین یه روز بارونی همون قدر ارزشمنده که یه روز آفتابی. هر کدوم مزایای خاص خودشو داره. یکی از زیباترین جنبه ها در زندگی، همین تنوعه. تنوع شاهکار بی نظیر خلقته...
محبت، دوستی، نیکی، تفریح و کلی ابزارها و احساسات جالب دیگه در اطرافمون، هر کدوم از این ها یه سرمایه ی بزرگه، به علاوه ی اینکه پول هم هم چنان ارزشمنده، ولی ثروت یعنی داشتن یه مجموعه ی هماهنگ از تمام این نعمت ها. به امید روزی که ارزش واقعی هر چیز مشخص شه و این قدر محدود و محروم نباشیم!

***اهمیت شرکت های کوچک در توسعه و سازندگی ***

معمولاً وقتی یه چیزی خیلی تأثیرگذار میشه، اسم در می کنه، گاهی اوقات حتی اغراق هم میشه و یه شرکت یا یه برند تجاری چنان مشهور میشه که این حس رو القا می کنه که بقیه شرکت ها در توسعه، ناچیز و بی تأثیرن، در صورتی که واقعیت چیز دیگه ایه و حتی ممکنه برعکس باشه.
مثلاً فرض کنید همین گوگل، غول اینترنتی. هر کس یه خورده از تاریخچه ی این شرکت رو مطالعه کنه، می بینه که این شرکت هم در شروع کارش یه شرکت کوچیک بوده و در اون زمان بین شرکت های خیلی بزرگ تر مثل یاهو، IBM، مایکروسافت و غیره تقریباً گمنام بوده، اما به دلیل تحولاتی که ایجاد کرد تبدیل به یه شرکت بزرگ و مشهور شد، منتها این همه ی قضیه نیست. وقتی گوگل به یه شرکت بزرگ تبدیل شد، نیاز به ارائه ی سرویس های بیشتر هم ایجاد شد که هم برای کاربر ها و هم برای افزایش درآمد خود شرکت ضروری بود، بنابر این در اینطور موارد یا باید یه سرویس رو از اول ساخت یا اینکه سرویس ها و شرکت های کوچک تر رو خرید و اون ها رو توسعه داد. مورد اول برای اجرا خیلی پرهزینه هست و هم چنین تا بخواد جا بیفته و مشهور شه خیلی طول می کشه، بنابر این فقط در صورتی به صرفه هست که یه سرویس بخواد برای اولین بار ارائه بشه. اما برای توسعه ی یه سرویسی که قبلاً ایجاد شده، طبیعیه که مورد دوم به صرفه تره و گوگل هم دقیقاً همین کار رو انجام داده، مثل خرید سرویس بلاگر که تا اون موقع سرویس دهی رضایتبخشی داشت اما گوگل اونو توسعه داد و خیلی زودتر به نتیجه ی مطلوب رسید. گوگل سرویس های زیادی رو خریده مثل یوتیوب و واضحه که شهرت و درآمد گوگل چه تأثیرات مثبتی در رشد این سرویس های کوچک تر داشته، اما نباید فراموش کرد که به هر حال عامل اصلی رشد گوگل هم همین شرکت های کوچک تر بودن و بدون اینها گوگل اینقدر رشد نمی کرد. یا مثلاً "فلیکر" که یکی از محبوب ترین سرویس های سایت یاهو هست، اولش یه سرویس مستقل ولی ارزشمند بوده که بعدها یاهو اونو خریده. شرکت های بزرگ برای خرید شرکت های کوچک تر رقابت های خیلی سختی با هم دارن، بنابر این می بینیم که اهمیت سرویس ها و شرکت های نوپا به هیچ وجه کمتر از شرکت های مشهور نیست. پس چه بهتر که هر شرکتی که کار ارزشمندی انجام میده، اهمیّتش در بین افراد مختلف جامعه درک شه تا رفتارهای تجاری عادلانه تر بشه و فقط شهرت عامل درآمد نباشه. برای مثال الآن شبکه های اجتماعی بهتر از فیس بوک هم هست که ایده های خیلی بهتر و مؤثرتری رو دارن اجرا می کنن منتها از اونجا که فیس بوک همه گیر شده، چندان اهمیّتی به این رسانه های نوپا نمیشه، در نتیجه مشکلات امنیتی و نقض حریم خصوصی در فیس بوک هم رشد می کنه چون تقریباً ازش یه بت ساخته شده (توسط کاربران) بدون توجه به این که در واقع قدرت اصلی فیس بوک خود کاربرانشن نه علامت شرکت!
البته عوامل دیگه ای هم در مشهور شدن یک شرکت تأثیرگذارن مثل حامیان و شرکت های همکار، منتها هر چقدر به شرکت های نوپا و هم چنین شرکت های با صداقت بیشتر توجه نشون داده بشه، علاوه بر امکان رشد عادلانه برای همه، سوءاستفاده های شرکت های بزرگ تر هم کاهش پیدا می کنه چون در غیر اینصورت اعتبار و درآمدشونو از دست میدن...
خلاصه اینکه خود کار یا سرویسه که ارزش سازه، و اگرچه ظاهر و تبلیغات خیلی مهمه اما بدون سرویس دهی رضایتبخش، کارآمد نیست. در نتیجه هرچیزی باید تا حد امکان سعی بشه از تمام جهات خوب بشه و در مورد شرکت های کوچک تر اگرچه از نظر تبلیغات به پای شرکت های بزرگ نمیرسن، اما با نوآوری، ابتکار و سرویس دهی مطلوب به جای اجرای کارهای ناقص و تکراری، هم چنان می تونن تأثیرات زیادی بر جوامع و زندگی مردم بذارن...